آپلود تصاویر و فایل های مذهبی :: اسلام آپلود نردبان

مادر که میرود......

مادر که میرود زیر پایت خالی میشود ....گود گود.

وقتی به خود آیی و تالاپ  بیفتی روی زمین میبینی که....

همه جای زمین را کف صابون مالیده اند ....سر میخوری.

در دل به زمین و زمان بدوبیراه میگویی.

بعد دلت هری پهن میشود روی کف صابونها .....زیر پایت!

روی دلت راه میروی ......روی کف صابونها !

مادر که میرود پشت و پناهت میرود.

تا تکیه دهی رها میشوی بدون متکا.

تا وقتی که باور کنی که رفته همه جایت زخم و زیلی میشود.

مادر که میرود سنگ صبور نداری که غمهایت را روی دلش حکاکی کنی.

یاد میگیری که دل خودت را سنگ صبور کنی برای خودت .

بعد میفهمی دلت بی ظرفیت است .......بی جنبه! 

مادر که میرود مثل دندان لق میشوی...نه آنقدر لق که کنده شوی اما لق میشوی.

مادر که میرود غمش سنگین است....

در دل فکر میکنی کم کم سبک میشود....

بعد میفهمی که اشتباه کرده بودی....غم نبودنش همانطور تازه میماند!

مثل روز اول رفتنش..................................

مثل بودنش که همیشه تازه بود ! تازه و شاد

رفتنش هم همیشه تازه است! تازه و اندوهناک...................مثل روز اول رفتنش  

(ازغدی خرداد 89)

   + محبوبه مرگان ازغدی - ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۱

خرمشهر

خرمشهر را خدا آزاد کرد.

   + محبوبه مرگان ازغدی - ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۳