آپلود تصاویر و فایل های مذهبی :: اسلام آپلود نردبان

آدم شدن

خواسته بودم که آدمم کنی ،

چه می دانستم که آدم شدن این همه سخت است و جان فرسا!

خواسته بودم که مرا برای خودت بسازی،

چه می دانستم که این همه ویرانم و تباه!

خشت خشت درونم روی هم ریخته و به شهری سوخته می ماند!

در اندرونی که قبل ها پر بود از هیاهو امروز سکوت بیداد میکند!

و همه چیز در هاله ای از مه نقره فامی پیچیده شده!

گویی از بیرون خود را به نظاره نشسته ام،

من در این شهر سوخته همانی نیستم که رنج بالا آمدن از شیبی تند را متحمل شده؟

همانی که دست در دست تو گذارده و چشم به تو دوخته؟!

محبوبم من هنوز همانم که دردهایم را با تو نجوا کرده بودم

و شبی هزار بار گفته بودم:

الهی و ربی من لی غیرک

مهربانم ، به فرشتگانت بگو که هنوز شانه خالی نکرده ام!

اما یادت باشد که :

لا تُحَمِلنا مالا طاقة لَنا به ......

   + محبوبه مرگان ازغدی - ۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۱۳

یا باب الحوائج

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم خسته ام ، تنها، به دادم می رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه ی زهرا به دادم می رسی؟


   + محبوبه مرگان ازغدی - ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۱۳