آپلود تصاویر و فایل های مذهبی :: اسلام آپلود یادش گرامی - نردبان

یادش گرامی

چهار سال پیش از این مامانم دلش خیلی شکسته بود...


چهارسال پیش سه سال میشد که از بیماری رنج میبرد...


چهارسال پیش شنیدم که گفت دیگه از زندگی تو این دنیا خسته شدم!


چهارسال پیش شنیدم که گفت دعا کن تا بمیرم دل از من بکن تا راحت تر بمیرم!


چهارسال پیش شنیدم که گفت ای مرگ کجایی تا در آغوشت آرام بگیرم...


چهارسال پیش مامان دلش هوای پسر شهیدش هاشم رو کرده بود...


چهارسال پیش شنیدم که با اشک حضرت زهرا رو قسم داد تا همنشینش باشه...


با همان قسمش همه چیز برای با مامان بودن تموم شد ...


و بعد از اینکه حضرت زهرا مامان رو با خودش برد...


یکی از مردهای همسایه که اصلا از توسل مامانم خبری نداشت گفت....


لحظه های رفتن حاج خانوم خواب دیدم که فاطمه ی زهرا وارد منزل شما شدن و.....


و من که شاهد توسل مامان بودم

 

چند تار موی جدید سپید کردم تا بدانم که دنیا آسیاب نیست!

   + محبوبه مرگان ازغدی - ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۳٠