با چه زبونی بگم....

نفس کشیدن تو رمضونش چقدر دل نشین و لذت بخشه... وقتی نم نم بارون نیایش رو شونه هامون می ریزه... وقتی دل سپردن رسم زندگی مون میشه... وقتی سیب سرخ نیاز رو تو سبد اخلاص میذاریم ...وقتی وجودمون از رایحه ی لحظات زیبای سحر و افطار پر میشه... آدم هوس میکنه با تمام ارکان وجودش   فریاد بزنه......... با چه زبونی بگم دوستت دارم...........

/ 10 نظر / 12 بازدید
شيدا

ممنون که خبر داديد. نماز و روزه هاتون قبول درگاه حقتعالی انشاءالله

فاطيما كرمي

در اين ماه عزیز برای نفس کشیدنم هم تدبیر اندیشیده ام....من با وضو اکسیژن را می بلعم....روزه ام که باطل نمی شود؟

فاطمه

لحظات زيبات مبارک

محبوبه ميم

دوست عزيز سلام خلوص و پاکی روزه داری ات مبارک. برای ما هم دعا کن.

شيدا

من با چه زبونی بگم؟!... که من هم دوستش دارم.

محبوبه ميم

سلام دوست عزيز با مطلب جديدی به روزم ومنتظر

قله نشين

سلام نبردبان ببين اگه خانوم بودی يه جوووووون خوشکل و يه ايموت واست ميذاشتم اما اگه آقا باشی با نهايت احترام ميگفتم سلام جناب نربان همسفر گرامی خب حالا ديدی دونستن اينکه آقا هستی يا خانوم فرق داره الانم نميدونم چی بايد بگم پس سلام نبردبان گرامی و محترم حال شما خوب ميباشد؟ ماه رمضان به خوبی اوضاع هستش؟ منم بدک نيستم شکر خدا از همسفری و آشنايی با شما خوشحالم بيشتر به من سر بزنيد

مهرنوش

مرسی عزيزم از لطفتون نماز روزه هاتون قبول باشه