ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

میگفت:چرا دیگه نمی نویسی؟

گفتم:از وقتی مامان رفته انگار ضربه ای به شیشه ی احساسم خورده

و از صدای خرد شدنش دلم تکه شده و قلمم شکسته ...هیچ موضوعی

برام جالب نیست تا در موردش بنویسم...خودکار تو دستم جا خشک

میکنه اما راهی باز نمیکنه و دستم ساعتها روی صفحه کلید کامپیوتر

خشک میشه و تکون نمیخوره...اصلا یه جور دیگه شدم

گفت:فکر میکردی تا مدتی نتونی بنویسی؟

گفتم :بر عکس فکر میکردم احساساتی بشم و روزها قلم فرسایی

کنم.

گفت:یه کلام ختم کلام تو خودتو نمیشناسی در صورتی که به فرمایش

مولای متقیان:(من عرف نفسه فقد عرف ربه) اگه بخوای خدا رو

بشناسی اول باید خودتو بشناسی...حالا ببین کجای کاری...

به فکر فرو رفتم...من چقدر از خودم دورم...

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نادری

سلام چقدر خوشحالم که باز می نویسید ! گاهی نعمت در لباس نقمت جلوی آدم سبز می شه اینجاست که ماها که بقول شما اندر خم یک کوچه ایم ناپخته عمل می کنیم بعضی وقتا یه مصیبتی پیش میاد که آدم فکر می کنه خدا با فرستادن این مصیبت به آدم اعلان جنگ می کنه و نه اینکه ما انسان وضعیفیم و اساسا اگه جنگی بین ما وخدا تصور بشه ما مغلوب این نبردیم ولی قضیه یه چیز دیگه است . تصور کنین یه کسی یه کار خیلی خوب نجام می ده مثلا به یه نیازمند یه کمک هنگفت می کنه تو راه برگشت ماشین می زنه و پاشو میشکونه حالا اگه این آدم برگرده و به خدا بگه آخه قربونت برم من که الان مشکل بنده تو رو حل کردم این چه کاری بود حق داره یا نه ؟ ظاهرا بله اما اگه بدونه که اون روز قرار بوده بمیره وخدا بخاطر اون کارش مرگش رو با شکستن پاش مصالحه کرده چی ؟ بنابراین خواهر خوبم ! ظاهر قضایا همیشه اون چیزی نیست که ما تصور می کنیم و اگه اینطور نبود بقول یکی از دوستان که نوشتن حکمتی داشته اصلا اسم حکمت روش نمی ذاشتن خدا مادرتون رو رحمت کنه که فرزند خوبی مثل شما داره که اینهمه به فکرش هستین و دوستش داشتینو دارین ولی ..

نادری

زندگی باید کرد.. نوشتن شما با توجه به شناختی که بنده از سبک نوشتاری شما دارم مطئن باشید به درد مادرتون میخوره همین پست آخره شما که یادی از مادر کردین چند نفر برای مادرتون طلب مغفرت کردن !!! اونایی که دنیا عوض کردن چشمشون به راهه که ماها چی براشون می فرستیم . دنیای مجازی هم هدایای خاص خودشو داره شما با خدا عهد کنین هرکار خوبی که می کنین و هر اثر خوبی که تو این فضای مجازی روی افراد می ذارین ثوابش رو هدیه به روح مادرتون می کنین !! باور کنین اگه یه همچین تصمیمی داشته باشین هر روز از شما مطلب می بینیم ببخشید طولانی شد تلافی روزهایی بود که غایب بودین . من تو این ماه عزیز برای مادرتون دعا می کنم بخصوص سه روز آینده خواهش می کنم شما هم بنده رو دعا کنین هرکسی گرفتاری خودشو داره و فکر می کنم بهترین سرمایه برای ادامه زندگی دعای دیگرانه بخصوص اونایی که توقعی از آدم ندارن التماس دعا

ساحل

مرگ آغاز زندگی ست . [گل]

::::SaRa:::

سلام علیکم ورحمه الله برکاته حال شما چگونه می باشد ؟ خوب هستید انشاءلله . ما آپ نموده ایم. تشریف بیاورید خوشحالمان خواهید کرد متن زیبایی نوشتی

زینب

راست میگی ما حتی کوچکترین چیزها رو درمورد خودمون نمی دونیم.. اما شما حق داری حوصله نوشتن نداشته باشی.. با این مصیبت بزرگ.. خدا بهت صبر بده..

زینب

راستی با اجازه تو وبلاگ جدیدم لینکتونو گذاشتم. بابت تاخیر میبخشین.

فاطم

[گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

فاطم

[گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]