لطيف

بار الها من در وسعت بی انتهایت خردلی هم محسوب نمیشوم

 و تو بی پایانی...دستهای نیاز مرا می بینی که چگونه به سوی تو روی آورده اند و طلب بخشش و گشایش دارند؟.....بار الها وقتی درکوه و دشتت قدم بر میدارم تردید میکنم که آیا این عظمت را برای ما آفریدی؟ مایی که حتی به خود هم ارج نمی نهیم ....وقتی به دریاهای مواج وخروشانت می نگرم که گاهی آرام میشوند و صدای مرغان دریایی آنها را به خواب فرو میبرد تردید میکنم که آیا این آبی بیکران برای ماست؟ مایی که حتی با صدای مرغان دریاییت هم آرام نمی گیریم....و در گرداب جسم خود غرق گشته ایم .....نه اینها همه نهایت مهربانی توست و الا اکثر ما لایق این همه لطف نیستیم....  

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شوريده تر از فرهاد

اللهم عجل في فرج مولانا صاحب الزمان سلام دوست منتظرم ورودت رو به كلبۀ محقرم به فال نيك مي گيرم موفق باشي. مطلب زيبايي بود. التماس دعا يا حق

سهند

سلام متن زيبايی بود ممنونم بهم سر زديد موفق باشيد.

مرد تنهای شب۶۶۶ ( آرش عليزاده)

هر شب سرم به ضريح دستم به دامنت قلبم... قلبم ! آخ قلبم ! نه ناراحتی قلبی ندارم ، قلبی ندارم، قلب ندارم « مژدگانی برای کسی که با قلبم برگردی » اَلسلامُ عَلَيْک يا عَلیِ بْنِ مُوسَی الرِضا برگردی السلامُ عَلَيک يا حُسَين بنِ عَلی برگردی و لعنتُ ا... عَلی اعدائِهِم اَجْمَعيِن ...

علی

سلام با مطلبی در مورد زمینه سازی ظهور بروزم خوشحال می شوم سربزنید ------------------------------------------ در اين زمان بسيجي يعني زمينه ساز ظهور. در اين زمان سپاهي يعني کسي که در زمينه سازي ظهور پيش قراول مي‏شود. بجز اين، سپاهي، سپاهي نيست. ارتشي در اين زمان يعني کسي که در زمينه سازي ظهور وزنه‏اي شده و دارد از ديگر اقشار اين جامعه سبقت مي‏گيرد. عالِم در اين زمانه يعني کسي که به زمينه سازي ظهور و جنبه‏هاي مختلف زمينه سازي علم دارد، اشراف دارد و سعي مي‏کند اين علم و اشرافش را به ديگران انتقال دهد.... -----------------------------

محبوبه ميم

شعری از سيد علی صالحی را به يا دگا برايت می نويسم: خيره که می شدی / در چشمهای ماه/ آخرين صداهای آواز پلنگی خسته بود / بر آخرين دقايق شب/تا فصلی ديگر/تا بازيابی اين روزهای بی برکت/ تا نسل مانده در مرداب/ که آخرين حضور تک ياخته ای/ در انتهای انحنای سبزينه بود/ببينی و بدانی/اين پلنگی که رو به ماه زوزه می کشد/وزقی خسته ست/حاشا حاشا/ از مهر ماه و کينه ی پلنگ. موفق باشی. خوشحال می شوم نظرت را درباره ی يادهای پست جديدم بدانم

شيدا

مناجاتتان زيبا و خواندنی بود. صادقانه. موفق باشيد

باد صبا

ساده و صميمانه با خدا.... به نظر من خدا همه اين دشتها و کوهها و دريای خروشان و مرغان دريائی اش را برای همين نکته افريده که :من و تو خوب بفهميم! همين که تو فهميدی اينها را و با خدا اينگونه حرف ميزني؛ اين يعنی اينکه خدا اينها را بيهوده نيافريده! اين يعنی اينکه همه چيز سر جای خودشه! خداوند همه ما رو رهروان راه شهدا قرار بده. از همدرديتون ممنونم. يا علی

کوثر

سلام. مطلبی که با عنوان «اميد» نوشتين خيلی جالب بود. ايضا مطلب اخير...

پژواک دل

سلام ...وقت بخير ...به روز شدم ...به وبلاگم مياي به سوالاتم جواب بدي ؟؟؟منتظرتمااااااا

پرستش

با حس ناب و شايد يک دوبيتی در انتظارم ای خوب بيا به ديدارم در پناه او