آدم شدن

خواسته بودم که آدمم کنی ،

چه می دانستم که آدم شدن این همه سخت است و جان فرسا!

خواسته بودم که مرا برای خودت بسازی،

چه می دانستم که این همه ویرانم و تباه!

خشت خشت درونم روی هم ریخته و به شهری سوخته می ماند!

در اندرونی که قبل ها پر بود از هیاهو امروز سکوت بیداد میکند!

و همه چیز در هاله ای از مه نقره فامی پیچیده شده!

گویی از بیرون خود را به نظاره نشسته ام،

من در این شهر سوخته همانی نیستم که رنج بالا آمدن از شیبی تند را متحمل شده؟

همانی که دست در دست تو گذارده و چشم به تو دوخته؟!

محبوبم من هنوز همانم که دردهایم را با تو نجوا کرده بودم

و شبی هزار بار گفته بودم:

الهی و ربی من لی غیرک

مهربانم ، به فرشتگانت بگو که هنوز شانه خالی نکرده ام!

اما یادت باشد که :

لا تُحَمِلنا مالا طاقة لَنا به ......

/ 4 نظر / 12 بازدید
پرتال جامع تبلت ایرانیان

سلام خدمت شما دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارید. شما هم از وب سایت ما دیدن کنید پرتال جامع تبلت ایرانیان ( 1st. Iranian Tablet Portal ) www.Tabletir.com Admin@tabletir.com *********************************** اخبار، دانلود، بررسی های تخصصی... www.TabletIR.com صحفه اصلی پرتال www.Forum.TabletIR.com تالارگفتگو پرتال برای تبلیغات با ما تماس بگیرید : Ads@TabletIR.com

تولید اندیشه

مثل همیشه ساده زیبا و گویا... اما خب واقعاً سوختن به معنی تمام شده واژه مناسبی نیست هنوز خیلی زوده ...

:(

غفار

الهی انت ربی و انا عبدک... راستی آلما به روز شد! پیام ویژه ی ملک عبدالله به نتانیاهو!